۱۳۹۶ خرداد ۷, یکشنبه

ایرادات نا بجا به اپوزیسیون واقعی!



توضیح عکس:
بهنود، مهاجرانی،کدیور.
روزنامه نگار، وزیر، وکیل در رژیم اسلامی
در صف رأی به روحانی - لندن 2017






بسیاری از داخلی ها ایراداتی به ظاهر منطقی ولی بدون تحقیق و بررسی ریشه ای به انچه در قالب اپوزیسیون مطرح شده یا مطرحانده( واقعی و ظاهری)می شود٬ وارد می کنند.
«کدام اپوزیسیون؟ و اپوزیسیون چه کرده؟ آلترناتیوتان چیست؟»

در اینجا بطور خلاصه ریشه یابی مرحله ای می کنیم:

۱- از بهمن ۵۷ تا مرداد ۵۹ ٬ هزاران نفر از سران رژیم پهلوی کشته شدند که بسیاری از آنها یک تنه اپوزیسیون بودند. کسانی مانند خسرو داد٬ رحیمی٬ ناجی ٬ جهانبانی٬ عاملی تهرانی

۲-  «راه حل نهایی» وترور سران اپوزیسیون خارج از کشور از همان سال ۵۸: چندصد نفر از اپوزیسیون و سران آن در طول همان ۱۸ سال اول ترور شدند. کسانی چون شهریار شفیق ٬ ارتشبد اویسی٬ شاپور بختیار٬رضا مظلومان ٬ سران حزب دموکرات کردستان در اتریش و آلمان از شاخص ترین ها هستند. تصور کنید الان در ایران چند ده نفر از سران قوا و معاونین٬ سران نیروهای نظامی و انتظامی  در عرض یک سال ترور شوند٬ چه اتفاقی برای جمهوری اسلامی با ان مال و مکنت و امکانات خواهد افتاد که از اپوزیسیون انتظار معجزه داشت؟

۳- پس از به انجام رساندن  مرحله دوم یعنی «راه حل نهایی» سران اپوزیسیون (ترور); در این مرحله(۱۹۹۷ به بعد)٬ چهره و موازی سازی در کنار علم کردن اسلام رحمانی و بزک کردن چهره رژیم در برنامه قرار گرفت. در این راستا عبا شکلاتی منتخبیده شد٬ اصلاح طلبان بعنوان اپوزیسیون ساخته شدند ٬  اطلاعات و زندان های موازی تشکیل شد.
 پس از نه بزرگی که در خرداد 76 ، خامنه ای از جامعه دریافت کرد، دولت منتخب چار ای جز شل کردن نظارت بر مطبوعات و تولیدات فرهنگی نداشت تا اینکه وقتی حاکمیت نقش کلیدی مطبوعات در پیروزی "لیست منتخب مطبوعات" در انتخابات شوراهای 77 و مجلس 78 را دید، دست به قلع و قمع همین اندک آزادی محدود زد. پس از آنکه با شروع دورۀ دوم خاتمی در سال 80 با بن بست لوایح دوقلوی خاتمی، طرح نظارت بر مطبوعات و سرانجام رد صلاحیت گستردۀ نمایندگان مجلس ششم در عمل مشخص شد که نظام اسلامی از اساس اصلاح ناپذیر است، آنگاه طرح اپوزسیون سازی قلابی کلید خورد. روزنامه نگار و وزیر و وکیل و استاد دانشگاه که همه در چارچوب نظام خود شریک جرم و جنایت بودند(سازگارا٬ گنجی٬ افشاری ٬ نبوی ٬ بهنود٬ سروش ٬ کدیور٬ مهاجرانی....)، اینبار تحت عنوان اپوزیسیون ، به خارج صادر شده و به پیگیری جایگاه از دست رفته‌شان در نظام اقدام کردند. این مجرمین سیاسی! دست ساز از مرزهای قانونی و بطریق قانونی خارج شدند( در صورتی که زندانی سیاسی واقعی تا سالها پس از گذراندن مجازات  ممنوع الخروج است) و بلافاصله در مشاغل از پیش طراحی و رزروشده با کلی امکانات به خدمت و ایفای نقش پرداختند.
نسخۀ اینان چیزی جز دعوی اصلاح نیست و نمیتواند باشد، چراکه در هر نظام دمکراتیکی، اینان خود در ردیف متهمین هستند.
اپوزیسیون نما (صادراتی ها و خریداری شده ها) با آن امکانات عظیم مالی و تبلیغاتی چنان آشفته بازاری در اپوزیسیون ایجاد کرد که علنا موفق به فریب بسیاری شدند و خودشان هم شایع کردند: «کدام اپوزیسیون؟ و اپوزیسیون چه کرده؟ آلترناتیوتان چیست؟»

باند صادراتی ها در آغوش شیطان بزرگ





۴- اپوزیسیون واقعی از لحاظ امکانات مالی٬ سیاسی و تبلیغاتی با اپوزیسیون نما ها قابل قیاس نیست. دول خارجی هم با باج گیری از رژیم ٬ دست و بال اپوزیسیون خارج را بسته اند. همینکه با  این امکانات و خسارات جانی ٬ هنوز چراغ اپوزیسیون کورسویی دارد ٬ دستمریزاد دارد.

ملتی که دايم در حال تکرار سیکل معیوب انتخاب بین بد و بدتر است٬ و همیشه دم دست ترین گزینه راانتخاب می کند٬ زحمت جستجوی اپوزیسیون را بخود نمی دهد و حاضر به پذیرش مسیولیت خود نیست٬ راحت ترین راه برایش انداختن تقصیر به گردن دیگری است که در اینجا گردنی باریک تر از اپوزیسیون نیافته است. زدن سوزنی به خودتان هم بد نیست!

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۲, جمعه

اصلاح طلبان در اختیار اعراب - از مهدی هاشمی و مهاجرانی تا تلویزیون «ایران بین الملل»


از ارتباط اصلاح طلبان با دول خارجی بخصوص آل سعود اسناد و مدارک کم نیست که به مواردی اشاره می شود. اسناد آخرین دسته گلشان در همکاری با عربستان در تاسیس رسانه تصویری در ابتدا نشان داده خواهند شد. 


 تلویزیون «ایران بین الملل» که سهامدار عمده (۷۵ درصد یا بیشتر) آن یک عرب سعودی است.

مجوز این رسانه متعلق به Global Media Circulating Limited است که سهامدار عمده آن( ۷۵ درصد یا بیشتر) یک عرب سعودی بنام Adel Al-Abdulkarim است:










مهدی هاشمی ، عربستان ، اکسفورد
رضا شیخ‌الاسلامی:
از طرف دیگر، یکی از شاهزادگان عرب‌ که نزدیکی خاصی با برخی اشخاص در ایران دارد و حفظ آبروی این افراد نیز برای وی اهمیت دارد و می‌خواهد حکومت ایران هم مانند حکومت عربستان سعودی شود، بیش از 20 میلیون پوند استرلینگ به آکسفورد داده است؛ پذیرش آقای هاشمی‌ به حکم سرمایه‌داری به دست مباشرش پنهانی و به سهولت انجام شد. آقای هاشمی‌ بهانه‌ای پیدا کرد که اقامتش در انگلیس به خاطر کسب علم است و چون پذیرش او منافعی داشت، پنهانی‌ و ساده و هزینه‌های اخراجش بسیار بیشتر و جلوگیری از آن بسیار مشکل بود؛ این دیگر کار قبلی‌ها نبود. پیگیری قانونی شروع شده بود و اینجاست که تیغ شاهزاده عرب می‌برد نه افراد محتاج؛ شاهزاده از مقامات بسیار بالای امنیتی عربستان بود که تماس‌های او با دولت‌ مردان غربی در سطح وزیر به بالا بود.


عطا الله مهاجرانی و در خواست از عربستان برای پرداخت هزینه تحصیل  پسرش

بر اساس یکی از اسناد سری وزارت امور خارجه عربستان که در پایگاه اینترنتی ویکی لیکس منتشر شد، وزارت دارایی این کشور بر اساس درخواست عطاء الله مهاجرانی اعطای بورسیه به پسر او را برای تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه «وارویک» انگلیس پذیرفته است.

بر اساس این سند عربستان پرداخت هزینه شصت و پنج هزار پوندی تحصیل علی مهاجرانی در دانشگاهی در انگلیس را پذیرفته است که شامل دوازده هزار و صد و پانزده پوند هزینه سالانه تحصیل سالانه به مدت چهار سال (2015-2011) و چهار هزار و دویست و پنجاه و شش پوند به عنوان هزینه مسکن است.

پیوست این سند چکی به مبلغ شانزده هزار و سیصد و هفتاد و یک پوند به عنوان هزینه یک سال تحصیل و اقامت علی مهاجرانی در انگلیس بوده است.







مصدق نه ملی گرا بود و نه دموکرات!


در سالگرد درگذشت محمد مصدق نوشته هایی نگاریده شد که بعضا سر به چاپلوسی  و «روح منی مصدق» می زد.مصدق الهی جماعت که چیزی برای افتخار ندارد و حالا شروع به مصادره اعمال رضا شاه کرده است و در یکی از این ارتکابیه ها مدعی شده اند که مصدق«احياء گر ناسيوناليسم ايراني» است. اینجا دو سند می گذارم که میزان ناسیونالیست بودن ایشان را نشان میدهد:
عقیده ما مسلمین این است که حضرت رسول اکرم وپیغمبرخاتم صلی الله علیه وآله وسلم پادشاه اسلام است وچون ایران مسلمان است لذا سلطان ایران است



۱۳۹۵ دی ۲۱, سه‌شنبه

شکنجه هاشمی رفسنجانی مبارز حقوق بشر در زمان طاغوت - اسناد



علیرضا نامور حقیقی از ارسالی های مقیم کانادا ، بقولی تواب دهه ی شصتی، همکار عباس عبدی در موسسه نظرسنجی آینده در  اظهاراتی عجیب در بنگاه شبهه پراکنی بی بی سی مدعی شد که رفسنجانی قبل انقلاب مبارز حقوق بشر بوده و به مبارزین حقوق بشرکمک می کرده و شکنجه های مثال زدنی شده است. جالب است که بنگاه شبهه پراکنی بی بی سی شده پایگاه جاعلین مدرک ، تاریخ و تروریست ها: بهنود، نگهدار، حسین قاضیان ، علیزاده ، نامور حقیقی و شاهسوندی ..
حال نگاهی بیندازیم به سوابق تاریخی این اسطوره تزویر  و میزان تعهد به حقوق بشر و شکنجه های فرضی شان :

مبارزات حقوق بشری و کمک به مبارزان حقوق بشر


اسلحه ترور حسنعلی منصور را آیت‌الله هاشمی داده بود







امیر کبیر دوران در زیر شکنجه!










۱۳۹۵ دی ۶, دوشنبه

پوزش و حلالیت طلبی از هوشنگ اسدی تا اطلاع ثانوی!

پوزش و حلالیت طلبی تا اطلاع ثانوی!
 من تا اطلاع ثانوی ازهوشنگ اسدی پوزش می خواهم که ایشان را در دایره «ابن» (اسدی - بهنود - نوری زاده) قرار دادم . ایشان ظاهرا ارزش سکوت را برخلاف ان دو خطای ترمیم ناپذیر خلقت درک کرده است.








۱۳۹۵ آذر ۶, شنبه

محاکمه نظامی محمد مصدق - قانونی یا غیر قانونی؟


محاکمه نظامی محمد مصدق - قانونی یا غیر قانونی؟
در مورد محاکمه نظامی میرزا محمد مصدق السلطنه مطالب نادرست زیادی یا با تحریف ، یا کم و زیاد کردن اصل صورت جلسات منتشر و چشم بسته پخش شده است. اولین نکته ، پخش وسیع عبارت «محاکمه غیرقانونی در دادگاه نظامی» است. دوم ، پخش وسیع قسمتهایی انتخابی از محاکمه است که قریب به یقین دفاعیات پوپولیستی ونامرتبط ایشان باکیفر خواست دادستان است و نه متن کامل صورت جلسات. بنابراین خواندن متن کامل صورت جلسات را توصیه می کنم تا ببینید چقدر دفاعیات خارج از موضوع بوده و بارها با اعتراض دادستان و رئیس دادگاه روبرو شده است(کتاب سرهنگ بزرگمهر از مریدان مصدق و حدود ۱۰۰۰ صفحه عالی است بخصوص حواشی دادگاه را هم منظور کرده که بسیار جالبند). کیفر خواست حول دوره زمانی ۲۵-۲۸ مرداد  و عدم تمکین به فرمان عزل بود ولی متهم زمین و زمان را بهم وصل کرد و بارها حرفش را هم عوض کرد و به بسیاری از سوالات و شبهات جواب نداد.



محاکمه مصدق بعنوان نخست وزیرو نیز وزیر دفاع در دادگاه نظامی کاملا قانونی بود:

قانون دادرسی و کیفر ارتش

ماده 94 - ھر کس اعم از نظامی یا غیر نظامی که متھم به ارتکاب یا شرکت یا معاونت در ارتکاب جنایات منظوره در مواد 310 و 311 و 312 و 313 و 314 و 316 و 317 و 331 و367 و 368 الی 374 و 379 و 386 و 387 و 388 و 389 و 390 و 408 الی 411 این قانون باشد در دادگاه ھای نظامی دادرسی خواھد شد.
ماده 316 - ھر کسی که نسبت به حیات اعلیحضرت ھمایون شاھنشاھی یا والاحضرت ھمایون ولایتعھد سوء قصد نماید پس از دادرسی و ثبوت بزه محکوم به اعدام است.
ماده 317 - ھر کسی که مرتکب سوء قصدی شود که منظور از آن خواه به ھم زدن اساس حکومت یا ترتیب وراثت تخت و تاج و خواه تحریص مردم به مسلح شدن بر ضد قدرت سلطنت باشد محکوم به اعدام است.

موحد: پس از گفت و گو با هندرسن (سفير آمريکا در تهران) نظر مصدق عوض شد و تصميم گرفت که کار را يکسره کند و مساله عزل محمدرضاشاه و انقراض سلطنت خاندان پهلوی را از راه رفراندم به اتمام برساند.
گفتار و نوشتارسید حسین فاطمی عضو رسمی هیئت دولت وباختر امروز هم از ۲۵-۲۷ مرداد نیازی به تفسیرندارد.


مصدق محکوم به اعدام بود، اما با وساطت شاه ورعایت  ماده ۴۶ قانون کیفر عمومی از اعدام نجات وپس از انقضای محکومیتش در هتلی به اسم زندان!، به املاک بهشت گونه اش تبعید شد.
«با استناد به ماده ۳۱۷ قانون دادرسی و کیفر ارتش و ورعایت ماده ۴۶ قانون کیفر عمومی از لحاظ تجاوز سن از ۶۰ سال محکوم است به سه سال حبس مجرد» . مدت حبس از ۲۹ مرداد یعنی زمان بازداشت مصدق هم محسوب شد.



دلایل دادستان 












۱۳۹۵ آبان ۱۲, چهارشنبه

باز هم ابوالحسن خان و جعبه مارگیری اش!


از جعبه مارگیری ابوالحسن بنی صدر هر روز یه چیز جدیدی در می آید. جدیدا مطلبی از این کارخانه تزویر و دروغ صادر شده است تحت عنوان: «برای اولین بار پس از 55 سال، نوشته های ابوالحسن بنی صدر در زندان به همسرش منتشر می شود» . اما مطلب به دخترش نگاشته شده نه همسرشان و با این جمله آغاز می شود:
«دخترم، سعی می کنم هر روز گزارشی از وضع خودم در زندان برایت بنویسم».
نکته جالبتر این است که بنی صدربه نوشته سایتش در شهریور۱۳۴۰ با عذرا حسینی ازدواج می کند. در اسفند ۱۳۴۰ یکی دو ماهی بازداشت می شود و در طی این دوران(۶-۷ ماه بعد ازدواج) خاطراتش را برای دختری! که چند سال بعد بدنیا خواهد آمد، می نویسد! (فیروزه بنی صدرفرزند ارشد است که در سال ۱۳۶۱ در سن ۱۸ سالگی ازدواج کرد).
قسمتی از شکنجه های طاقت نفرسای ساواک را از قلم ایشان بخوانیم:
9 اسفند
امروز تقریبآ هیچ پیش آمد قابل ذکر رخ نداد. بازار گفتگو و خنده با دوستان رواج داشت. شب هنگام درباره روان انسانی، عشق، ازدواج، تعدد زوجات، کمپلکس و غریزه مفصلا بحث کردیم و تقریبا تا دو ساعت بعد از نیم شب مشغول گفتگو بودیم و بسیار میخندیدیم......
ده اسفند
امروز هم بگو مگو خنده بود و بعد از افطار حلقه بحث تشکیل شد و در اطراف بازپرسیها، هرکس نکته جالبی گفت......

۱۳۹۵ آبان ۱۰, دوشنبه

ابراز رضایت احمد شاه از قرار داد ۱۹۱۹ و مُتوَرِخ متوهم!

 ابراز رضایت احمد شاه از قرار داد ۱۹۱۹ و مُتوَرِخ متوهم!
نوشیروان کیهانی زاده از آن دست متورخین نمک خور نمک دان شکنی است که با وقاحت تمام به جعل تاریخ مشغول است. چنان با مدرک دکترای تاریخ با وقاحت و علنی دروغ مینویسد وپخش می کند که ناخودآگاه یادآور مدرک مقتدایش و کردان می شود. ایشان می جعلد:
«در ضيافتهاي رسمي كه جورج پنجم پادشاه و لويد جورج نخست وزير وقت انگلستان هم حضور داشتتند، مقامات انگليسي در نطقهاي رسمي خود قرارداد نهم اوت را عامل اتحاد، تحكيم دوستي و همكاري دو دولت قلمداد كردند و بالاخره در يكي از اين ضيافتها از زبان سلطان احمد شاه جمله اي را كه مي خواستند حاضران بشنوند بيرون كشيدند كه در آن تلويحا و به گونه اي غير مستقيم از چنان قراردادي ابراز خرسندي كرده بود. انگليسي ها همين اشاره را سند قطعيت يافتن قرارداد قرار دادند و يكطرفه به اجراي آن پراختند و ....
سلطان احمد شاه كه بر خلاف بيشتر سلاطين قاجار، فردي نسبتا آگاه از مسائل و امور بود بعدا بارها گفته بود كه متوجه اين كلك انگليسي ها بود و «بله» را نگفت زيرا حق گفتن آن را هم نداشت. وي تنها از دوستي دو ملت و تحکيم اين دوستي ابراز خرسندي كرده بود كه تعريفي عمومي (جنرال) است و نمي توان آن را مخصوصا در دوران مشروطيت و وجود پارلمان سند قرارداد. مورخان، احمد شاه را مردي وطندوست توصيف کرده اند .»

۱- آخرین قاجار نه «تلويحا و به گونه اي غير مستقيم از چنان قراردادي ابراز خرسندي كرده بود» بلکه مستقیم و علنا اظهار رضایت و مسرت کرده بود:
«بسیار خوشحالم که از این موقعیت استفاده کرده و به اطلاع شما برسانم که تا چه اندازه از قرار دادی که اخیرا بین دولت ایران و بریتانیای کبیر منعقد شده راضی و مسرور هستم»
۲- اینکه احمد شاه «فردي نسبتا آگاه از مسائل و امور بود» حداقل در امور اقتصادی صدق می کند بخصوص این آگاهی را در دوران قحطی و احتکار غلات و دریافت لقب «احمد علاف» بخوبی نشان داده بود.
۳- اینکه «مورخان، احمد شاه را مردي وطندوست توصيف کرده اند» هم احتمالا منظور نگارنده از مورخان! خودشان بوده اند که جمع زده اند !

۱۳۹۵ مرداد ۲۱, پنجشنبه

مسعود نقره کار و روایت ناقص یا گزینشی از تاریخ!

روایت ناقص یا گزینشی از تاریخ فرقی با جعل و تحریف آن ندارد. مسعود نقره کار یکی از ان گزینشی کار هاست! سلسله مطالبش راجع به الواط و جاهل ها و اراذل و اوباش از مصادیق بارز این مدعا است. در تمام مطالبش همه را می نوازد الی جبهه ملی و مصدق را که بنیان گذاران بدترین های سیاست در تاریخ معاصر بوده اند! شعبان جعفری تا درجبهه مصدق بود "پهلوان شعبان جعفری" بود. اما راهش را که جدا کرد ، شد "شعبان بی مخ". اما اسناد چه می گویند:
سند۱: روزنامۀ باختر امروز ِ (حسین فاطمی) شمارۀ ۹۱۴ ، شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۳۱ از ساعت هفت تا ده بعد از ظهر چهارشنبه، جشن آبرومندی در ورزشگاه شعبان جعفری (خیابان شاهپور، مقابل کوچــۀ کربلائی عباسعلی، جنب سینما جهان) بر پا بود که بیش از چهل نفر از نمایندگان مجلس شورای ملّی و عدۀ زیادی از رجال و محترمین و روزنامه نگاران در این جلسه حضور داشتند.کاشانی زاده به نمایندگی از آیت الله کاشانی در این مراسم حضور داشت. سپهبد جهانبانی و صدری - رئیس تربیت بدنی- و مدیران باشگاه های ورزشی پایتخت نیز حضور داشتند. ضمن سخنرانی، از دکتر مصدّق و آیت الله کاشانی از طرف ورزشکاران و حُضّار، تجلیل خاصی بعمل آمد و کودک ۷ ساله ای سخنرانی کوتاهی ایراد و او نیز با فریادِ «زنده باد مصدّق» به سخنرانی خود خاتمه داد. سپس مراسم ورزشیِ بی سابقه شروع شد و بعد، مهندس حسیبی سخنرانی مُهیّجی دربارۀ ورزش و تندرستی و تشویق ورزشکاران بعمل آورد و مقارن ساعت ۱۰ ، این جشن ورزشی که در نوع خود جالب توجّه بود، پایان یافت و نمایندگان جبهــۀ ملّی – بخصوص دکتر شایگان، حائری زاده، مُشار، دکتر مُعظّمی و مهندس حسیبی- از این پیشرفتِ باشگاه شعبان جعفری، اظهار قدردانی نموده و امیدوار بودند که بزودی، باشگاه آبرومندی به کمک ورزش دوستان تشکیل که خدمات ورزشیِ این باشگاه توسعه یابد.»
سند ۲: ادارﻩ، داﺋﺮﻩ، ﺷﻌﺒﻪ، روﻧﻮﺷﺖ، ﮔﺰارش ﻣﻮرخ 20/08/30 وزارت ﮐﺸﻮر، ‫ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻞ ﮐﺸﻮر ‫ﻣﺤﺘﺮﻣا ﺑﻪ ﻋﺮض ﻋﺎﻟﯽ ﻣﯽ رﺳﺎﻧﺪ، ﺗﻴﻤﺴﺎر ﺳﺮﺗﻴﭗ ﻧﺨﻌﯽ، رﯾﺎﺳﺖ ادارۀ اﻧﺘﻈﺎﻣﯽ و ﺳﺮﮐﻼﻧﺘﺮﯼ اﻇﻬﺎر ﻣﯽ‫ﻧﻤﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺗﻴﻤﺴﺎر ﻣﻌﻈﻢ رﯾﺎﺳﺖ ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻞ ﮐﺸﻮر، مقرر ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ از ﺗﺎرﯾﺦ 15 ﺁﺑﺎن ﻣﺎﻩ ‫١٣٣٠ ﺷﻌﺒﺎن ﺟﻌﻔﺮﯼ ﺑﺎ ﻣﺎهی ﺳﻪ هزار رﯾﺎل ﺣﻘﻮق از اﻋﺘﺒﺎر ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ اﺳﺘﺨﺪام ﮔﺮدد. ﺑﺮاﯼ اﺳﺘﺤﻀﺎر ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺒﺎرﮎ، ﮔﺰارش ‫ﻋﺮض ﺗﺎ هر ﻧﻮع اﻣﺮ و ﻣﻘﺮر ﻓﺮﻣﺎﺋﻴﺪ اﻃﺎﻋﺖ ﮔﺮدد. ‫رﺋﻴﺲ ادارۀ ﺣﺴﺎﺑﺪارﯼ ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ: ﺧﺪاﺋﯽ

۱۳۹۵ مرداد ۱۱, دوشنبه

رفراندوم آزاد به سبک مصدق!

برطبق این نقشه(انحلال مجلس )به گروهی از نمایندگان منفرد تفهیم شده بود که مجلس به هر حال منحل خواهد شدو اگر میخواهند دوباره به مجلس راه یابند باید استعفا دهند!
رفراندوم علنی بود. پرواضح بود که برگذارکنندگان این رفراندوم نمیتوانستند ادعا کنند که ازادی بیشتری را نسبت به انتخابات مجلس هفدهم رعایت کرده اند.
باتوجه به اینکه رفراندوم دولت توجیه قانونی نداشت لذا دولت دلایل فوق قانون اساسی ارائه داد.
در اوایل مرداد توده ایها نمایندگان مخالف مصدق را تهدید به مرگ کردند.


سپهر ذبیح سردبیر باختر امروز 
------------------------------------------------

از تهران دربارهء چگونگی انجام   Le Monde  خبرنگار روزنامهء معتبر 
رفراندوم برای انحلال مجلس با تيترِ «اخذ آرای موافق و مخالفِ انحلال مجلس، در ۲ مرکز مختلف، انجام شد!» گزارش داد:
« ... به نظر می رسد که يک توافق ضمنی بين حزب توده و جبههء ملی برقرار شده است، به اين شکل که طرفداران جبههء ملی در ميدان سپه و طرفداران حزب توده در ايستگاه (راه آهن) آراء خود را به صندوق بريزند. تمام سفارتخانه ها بسته اند و حدود سه هزار نيروی نظامی از ۴ نقطهء محل اخذ رأی و نقاط استراتژيک تهران محافظت می کنند ... گروه های وابسته به حزب توده خيلی عظيم تر هستند و طول صف های آنان به چند صد متر بالغ می شود. شعارها و پلاکاردهای جبههء ملی حاکی از اعلام حمايت از دکتر مصدّق و درخواست انحلال مجلس است، در حاليکه شعارهای حزب توده - اساساً - عليه مجلس است و درخواست تشکيل مجلس مؤسّسان برای تغيير رژيم فعلی است. نحوهء اخذ رأی، مخفی نيست زيرا نه فقط يک محل ِ جداگانه برای کسانی که می خواهند رأی منفی بدهند در نظر گرفته شده بلکه هر يک از شرکت کنندگان در اين رفراندوم بايد ورقه ای را پُر کنند که اسم و آدرس خود را روی آن بنويسند.
محلّی که برای اخذ رأی طرفداران مجلس در نظر گرفته شده، مقابل مجلس است و روی يک پلاکاردِ بزرگ اين جمله بچشم می خورَد.
- «کسانی که اينجا رأی می دهند، طرفدار انحلال مجلس هستند»
تا ساعت۹ به وقت محلّی، فقط سه نفر برای اعلام رأی «نــــه» در اين صندوق حضور يافتند و از اين سه نفر، تعداد زيادی عکس گرفته شد و از آنها فيلمبرداری شد و مورد اهانت و آزار قرار گرفتند.
ديشب (يکشنبه) حوادثی در منزل آيت الله کاشانی رُخ داد. وی به تمام «مسلمانان حقيقی» توصيه کرده تا اين رفراندوم را تحريم کنند. طرفداران مصدّق بُطری های بنزينِ آتش زا بطرف منزل آيت الله کاشانی پرتاپ می کردند و نزاعی در اطراف منزل ايشان در گرفت که يک نفر کشته و نزديک به صد نفر مجروح شدند و امروز صبح گروه های مسلّح، منزل آيت الله کاشانی را محاصره کرده و ورود به منزل ايشان - حتّی برای نزديکان و بستگان وی - را ممنوع کرده بودند، آيت الله کاشانی مجدّداً رفراندوم برای انحلال مجلس را تحريم کرد و اعلام نمود که هر رأئی که مصدّق در اين رفراندوم زير حمايت سرنيزه ها و تانک ها بگيرد، موجب بطلان هر قرارداد بين المللی است که در آينده منعقد نمايد» (۲)
گزارشگر لوموند در گزارش بعدی خود خبر داد:
« ... طرفداران دکتر مصدّق در تهران برنده شدند. بر طبق خبر راديو تهران، بيش از صد هزارنفر به طرفداری از دکتر مصدّق رأی به انحلال مجلس و فقط ۶۷ نفر رأی مخالف دادند و اين نتايج، مربوط به تهران است که حدود يک ميليون نفر جمعيت دارد...»
روزنامهء معروف واشنگتن پُست (چاپ آمريکا) نيز نوشت:
«چيزی به سقوط دولت دکتر مصدّق توسط مجلس باقی نمانده بود که وی (مصدّق) پيشدستی کرد و مجلس را منحل نمود.».
ماتيسون (Mattison) (کاردار سفارت آمريکا در ايران) چند روز پس از انجام رفراندوم گزارش داد:
۱- « با پايان يافتن رفراندوم، مصدّق مجلس را – که پس از مطبوعات به عنوان آخرين پايگاه و تريبون مخالفان محسوب می شد - از ميان برمی دارد. اين عمل به روشنی ماهیّت رژيم وی را مشخّص می سازد که به موازات افزايش مخالفان و نارضايتی ها، مصدّق به سوی سلطه جوئی پيش رفته و با بکارگيری بسيج مردم، به حفظ قدرت خود کوشيده است و می خواهد نفوذ شاه را از ميان بردارد و ...
۲- در حالی که به روشنی به نظر می رسد مصدّق به سوی حکومت خودکامهء فردی روی آورده، همزمان با آن، با ضعف های داخلی متعدّدی روبرو گرديده که می تواند کارِ وی را بطور فزاينده ای دشوارتر سازد. ادامهء توسّل مصدّق به بسيج مردمِ کوچه و بازار که به رفراندوم انجاميد تدبير خطرناکی است که ممکن است به طرفِ خودِ وی کمانه کند. مصدّق در حاليکه رياست رژيمی خودکامه را در دست دارد، فاقد هر نوع سازمان توانمند و مقتدر جدا از نيروهای مسلّح می باشد. نخست وزير ممکن است بخواهد از تشکيلات سازمان يافتهء حزب توده برای جبران نسبی اين کمبود استفاده کند. روشن است که مصدّق می خواهد با انجام مانور محتاطانه ای، از پشتيبانی حزب توده استفاده نمايد، يک نمونهء کوچک، حاکی از آن است که مصدّق بطور پنهانی اجازه داده تا حداقّل چهل گذرنامه برای اعضاء حزب توده جهت شرکت در کنگرهء جوانان در شهر بُخارست، صادر گردد ...» (۱۲ اوت ۱۹۵۳= ۲۱ مرداد ۳۲، تلگراف ۷۸۸.۰۰/۸-۱۲۵۳)


۱۳۹۵ مرداد ۸, جمعه

سیر تحول حزب توده از دهه ۲۰ تا ۱۳۹۵

 سیر تحول حزب توده از دهه ۲۰ تا ۱۳۹۵

فحش‌نامه‌، لجن‌پراکنیِ ، ابتذالِ  ، یورش ،پیکارِ ، دروغ، تحریفِ تاریخ و اتهام‌های ساختگی ، واپس‌ماندگیِ ، درشت‌گویی، اتهام‌زنی و اهانت ، ضعف و نقصِ اجتماعی‌فرهنگی و نیز اخلاقی ،  امپریالیستی ، زیر چکمه‌های ، استفادهٔ ابزاری ، ژیمِ کودتایی و پلیسی ،  استبداد ورزی ، خشمِ نیروهای ارتجاعی و امپریالیستیِ ، ضربه‌خورده از انقلاب  ، نیروهای مترقی ،  ارتجاع ، اشمئزازآور ، مذبوحانه ،  ضدمردمی ، ابتذالِ نظری و بی‌فرهنگی کامل ، سند سازی ، جنگ روانی ـ تبلیغاتی  ، مذموم ، توحش ، کاملاً بی‌اعتبار، شکنجه‌گران ،فحاشی‌ ، فاجعهٔ ملی ، مزدوران امنیتی ، وحشیانهٔ  ، شکنجه‌گاه ،عاجز و زبون ، بی‌بو و خاصیت ، بی‌شرف‌ها ، احساس تهوع ،  رسوبات تبلیغاتی .......

۱۳۹۵ تیر ۲۹, سه‌شنبه

مصدق و بزرگترین تصفیه وتسویه حساب سیاسی در تاریخ معاصر ایران پیش از انقلاب


در تاریخ معاصر ایران پیش از انقلاب هم مورد مشابهی از تصفیه وتسویه حساب های سیاسی در سطح کلان همانند آنچه اردوغان دموکرات! انجام می دهد، دیده می شود(البته نه در آن حد چون فرصتش را نیافت) و اتفاقا ایشان را هم  شیفتگان داخلی و خارجی اش دموکرات  میخوانند! در مقطع زمانی بعد سی تیر۳۱، جناب پیشوا به قلع و قمع مخالفینش پرداخت ، روزنامه ها بسته شد، روزنامه نگارها بازداشت شدند، لایحه جدید مطبوعات تصویب شد،  دیوان عالی کشور و دادگاه انتظامی قضات منحل شد ، تعداد زیادی قاضی بازنشست یا منفصل شدند، ارتش تصفیه شد(در مرحله اول همه امیران به جز چند نفرو ۱۳۶ افسر از سرهنگ به پایین تصفیه شدند و از نیمه دوم ۳۱ مقامات مهم و کلیدی ارتش و نیروهای انتظامی را به افراد مورد اعتماد خود داد).  مجالس سنا و شورای ملی را منحل کرد. انتخابات مجلس ۱۷ را ناتمام گذاشت و از ورود ۵۳ نماینده مخالف به مجلس جلوگیری کرد. مصونیت نمایندگان را زیر پا گذاشت و.....

برای اینکه تفاوت برخورد متفاوت زاهدی و مصدق را بعد کودتای ۲۵ مرداد مصدق و سرنگونی وی و دولتش در ۲۸ مرداد  نشان دهیم، سند زیر را منتشر می کنیم:






۱۳۹۵ تیر ۲۷, یکشنبه

اردغان شو ! Erdoğan show , Season I

به سلامتی اردغان شو فصل اولش به پایان رسید! و تمامی جوایز "تمشک طلایی" را از آن خودش کرد!

 "Recep Tayyip Erdoğan and his team awarded "The Lifetime Golden Raspberry Award
"Show: " Erdogocray vs Idiocracy
Worst Actor: Recep Tayyip Erdoğan
Worst Supporting Actor:  CNN and TRT, Obama, Merkel
Worst Screen Combo: Recep Tayyip Erdoğan
Worst Screenplay: Recep Tayyip Erdoğan
Worst Director: Recep Tayyip Erdoğan
Worst Picture: Recep Tayyip Erdoğan
Worst Prequel, Remake, Rip-off or Sequel: Recep Tayyip Erdoğan
The Razzie Redeemer Award: Recep Tayyip Erdoğan

۱۳۹۵ تیر ۱۶, چهارشنبه

رضا شاه ، میرزاده عشقی ، مدرس، سردار اسعد، فرخی یزدی و تقی ارانی

پس از شهریور ۲۰ که دیگر دیکتاتوری وجود نداشت و بهار آزادی! مخالفان و بازار تهمت و برچسب داغ بود، تلاشهای بسیاری شد تا پای رضا شاه را در مورد قتل میرزاده عشقی و مرگ مدرس، سردار اسعد،  فرخی یزدی و تقی ارانی به میان بکشند. بخصوص در محاکمات جنجالی پزشک احمدی و سرپاس مختاری. (به میرزاده عشقی در فرصتی دیگر خواهیم پرداخت). تمامی تلاش های ناجوانمردانه به نتیجه نرسید حتی با نادیده گرفتن اصول اولیه دادرسی! (بخصوص اصل برائت و اصل دادرسی توسط مقامی‌ بی‌طرف).اینهم از رای دیوان عالی جنائی:





جالب انکه سردمداران این جریان از مخالفین خونین رضا شاه و یا از فدائیان مصدق السلطنه یا هردو بوده اند از جمله جلال عبده ، کشاورز صدر، نصرت الله امینی، مجید آهی، رادمنش.... ولی از پذیرش شغل در زمان پدر و پسر امتناع نکردند!
مشاغل جلال عبده: دادستان دیوان کیفر(شروع کننده جریان )،ریاست قسمت مطبوعات و کتابخانه و سجل جزایی و سپس به عضویت و دادستانی انتظامی وکلا زمان رضا شاه، و در زمان محمد رضا شاه نماینده مجلس، وزیر امور خارجه، سفیر در ایتالیا و هند،نمایندهٔ دائم ایران در سازمان ملل متحد

دادگاه انقلابی!
دکتر عبده خود می­گوید: در تعقیب این شکایت­ها به سمت دادستان دیوان کیفر احساس وظیفه کردم؛ البته دست زدن به چنین اقدامی خالی از اشکال نبود که بتوان دادگاه انقلابی! تشکیل داد.

ایشان با "رفقای دیگر" و ۵۳ نفر "رفیق" بوده!
معلوم میشود  ایده دادگاه انقلابی زاده بلواگران ۵۷ ای نبوده و رد پای مریدان مصدق همه جا و همه وقت قابل مشاهده است حتی در نقش بازجو!



ابراهیم یزدی دکترای داروسازی و تبعه امریکا از رهبران نهضت ازادی و مرید مصدق در نقش بازجوی سپهبد رحیمی















این "علم" ایشان یاد اور جمله معروف  ایت الله خلخالی است: "ملاک علم قاضی است" قاضی که علم پیدا کرد حتی لازم نیست به مجرم اب بدهید، بلافاصله بعد"احراز هویت" باید اعدامش کرد.
اما چطور نوایی و عربشاهی میتوانند در زندان تیفوس بگیرند و فوت کنند اما تقی ارانی خیر؟ تقی ارانی نظر کرده بود و تیفوس نمی گرفت؟



هنوز دادگاه تشکیل نشده جناب عبده قتل را مسلم دانسته و مجازاتش را هم اعدام درنظر گرفته است! افرین بر این بیطرفی و رعایت اصول دارسی!