۱۳۹۴ تیر ۷, یکشنبه

حمید اشرف جانی بالفطره ای که به کودکان همقطارانش نیز رحم نمی کرد - سند


هشتم تیر ماه سالروز کشته شدن تروریست معروف ، استوره جنایت و آدم کشی است که حتی به کودکان همقطارانش نیز رحم نمی کرد! ببینیم و بخوانیم:

 در نشریه داخلی شماره ۲۲ دی ماه ۱٣۵۵ چریک‌ها صفحات ٣۵ الی ٣۹ آن رفتار هولناک از زبان حمید اشرف چگونه نقل شده است: 

به رفیق ناصر شایگان گویا تکه‌ای نارنج[ک] خورده بود و کنار آتش افتاده بود و ناله می‌کرد. یک رفیق دختر نیز مثل اینکه تیر خورده بود و کنار آتش افتاده بود که به طرفشان تیراندازی کردم و شهید شدند.  رفیق ارژنگ نیز بعد از اینها شهید شد.


ناصر شایگان شام اسبی، ۷ ساله و ارژنگ شایگان شام اسبی، ۱۰ ساله





























 گواهی پزشکی قانونی  مرگ هر دو را ناشی از شلیک به جمجمه اعلام کرده است.

«رفقای ما از کودک ۱۱ ساله تا پیرزن ۵۵ ساله با هر وسیله‌ای که در اختیارشان بود، رودرروی ماموران بی‌شمار دشمن ایستادند. ما به آن‌ها افتخار می‌کنیم.»


پاسبان کشی 

در گزارش شمارهٔ ۲۲۷ ساواک آمده است: «روز ۳۵/۲/۲۵» (۵۵) اطلاع حاصل شد که گروه چریک‌های به اصطلاح فدایی خلق قصد دارند بامداد ۲/۲۶ اقدام به یکسری خرابکاری نمایند. بر اساس این اطلاعات، اوایل بامداد روز موصوف دو باب از خانه‌های گروه واقع در تهران‌نو و کوی کن که از مدتی قبل مورد شناسایی قرار گرفته بود، محاصره و برخورد مسلحانه بین مامورین و ساکنان خانه تهران‌نو روی داد و مدت یک ساعت به طول انجامید، شش نفر از خرابکاران (۴ مرد و ۲ زن) معدوم و یکی از خرابکاران (حمید اشرف) که از ناحیه پا مجروح شده بود، توانست با استفاده از مسلسل دستی فرار و در میدان محسنی با رییس کلانتری قلهک و دو نفر از پاسبان‌های کلانتری برخورد و پس از کشتن آن‌ها با تعویض دو خودرو، خود را به یکی از خانه‌های امن تروریست‌ها واقع در خیابان شاهرخ برساند و از آنجا که خانه مزبور قبلا مورد مراقبت قرار گرفته بود لذا حضور خرابکار موصوف در آن خانه مشکوک بود و مقارن ساعت ۱۳:۳۰ همز‌مان با رسیدن مامورین برای محاصره خانه مذکور، تروریست مذکور همراه دو نفر دیگر از ساکنان خانه از راه پشت بام وارد یکی از خیابان‌های اطراف شده و سرنشینان خودرو کلانتری ۶ را مورد اصابت گلوله قرار داده و با استفاده از آن خودرو از محل متواری می‌گردند.

۱۳۹۴ تیر ۶, شنبه

ناگفته هایی درمورد بحرین


غليان احساسات ملي ايرانيان و «بدانسته باش» سخت انگلستان در قبال بحرين
در اين روز در سال 1331 كه احساسات ملي ايرانيان به غليان درآمده بود و دولت وقت (دكتر مصدق) تحت فشار قرار گرفته بود تا با توسل به هر وسيله از جمله نيروي مسلح، بحرين را به قلمرو وطن بازگرداند، دولت انگلستان با صدور يك «بدانسته باش» شديدالحن، به دولت ايران تاكيد كرد كه فراموش نكند كه بحرين تحت الحمايه انگلستان است و انگلستان در صورت لزوم از سرزمين هاي تحت الحمايه دفاع مسلحانه خواهد كرد.!.

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز
                                                                 -----------------------
دو ویدئو بسیار مهم


به عبارت دیگر: گفتگو با رضا قاسمی: از دقیقه اا


http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2012/06/120621_hardtalk_reza_ghasemi.shtml




سخنان مهدی شمشیری
داستان مستند و حقیقی‌ جدا شدن بحرین از ایران
http://www.youtube.com/watch?v=LvJ2OT9QIM0


----------------------




                                                                     




                                                                          ---------------------



فکر می کنید وزیر امور خارجه چه کسی بوده است؟









--------------------


۱۳۹۴ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

نوری زاد - نورچشمی که بی مهابا تازانده می شود!


جناب نوری زاد با استفاده از حاشیه امن و پروژه اپوزیسیون سازی جعلی حسن روحانی و خاتمی و خامنه ای و رفسنجانی بی مهابا تازانده می شود! حتی یکی از این جملات صادر شده از ایشان اگر از طرف غیرخودی ها گفته شده بود، سرنوشت سعیدی سیرجانی و ستار بهشتی در انتظارش بود و یا مانند پیروز دوانی چنان ناپدید میشد که " گویی که هرگز ز مادر نزاد"
ستار بهشتی انتقاد کرد مجوز دفنش صادر شد! سعیدی سیرجانی نامه نوشت مجوز قتلش صادر شد! پیروز دوانی قانون اساسی را زیر سوال برد و مجوز محوش صادر شد! اما این نوردیده هر چه میخواهد می گوید و مجوز نمایشگاهش صادرمیشود!


قانون مجازات اسلامی ایران/کتاب ۵ - تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده

ماده ۵۱۴ - هر کس به حضرت امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی رضوان ا... علیه و مقام معظم رهبری به نحوی از انحا اهانت نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.


نوری زاد:
و یا اساساً مثل خود رهبری دست به جیب مردم برده باشند و پول مردم را به هرکجا گسیل فرموده باشند، و یا مثل خود رهبری امپراتوریِ افسانه ای و بی حساب و کتاب آستان قدس را به آخوند نابکاری چون واعظ طبسی سپرده باشند، و یا چون خود رهبری بر سرِ هر استان امام جمعگان بی سواد و حتی ام الفسادی چون حائری شیرازی و علم الهدی و سید احمد خاتمی و صدیقی و دری نجف آبادی و موسوی جزایری گمارده باشند، و یا مثل رهبری تشکیلات مافیایی و روبنده ای چون بنیاد مستضعفان و ستاد فرمان امام و هزار سوراخِ اقتصادی و غیر اقتصادی برای شخصِ شخیصِ خود آراسته باشند، و یا مثل رهبر، فساد و دزدی و دروغ و بیکاری و اعتیاد و ریاکاری و چاپلوسی را در جامعه ” نهادینه” کرده باشند، و یا مثل خود رهبر اعجوبه و عتیقه ای چون احمدی نژاد را بر سر مردم آوار کرده باشند، و یا مثل خود رهبر میخِ فضاحت هسته ای را به تابوت نسل های بر نیامده ی ما نیز کوفته باشند، و یا مثل خود رهبر، ترس و سانسور را با اعماق جان مردم آمیخته باشند، و یا مثل خود رهبر در اعدام و زندانی و آواره کردن معترضان و ناراضیان سهم و نقشی محوری داشته باشند، و یا مثل خود رهبر، ریز و درشت این کشور ملازده را به سرداران بی سواد و پخمه و دزد و آدمکش سپاه سپرده باشند، همچنان زندانی اند.
.
.
در اواخر همین ماه خردادی که در آنیم، نمایشگاهی از نقاشی هایم در تهران بر گزار می شود. از تک تک شما برای دیدن تابلوهایم دعوت می کنم. نشانی نمایشگاه را اوایل هفته ی بعد خواهم نوشت. تابلوهای دو نمایشگاه پیشین من عمدتاٌ طعمی از ” عشق” داشتند.