۱۳۹۵ خرداد ۳۰, یکشنبه

فراز هایی از سومین پیام خمینی به کارتر- دی ماه ۱۳۵۷

سومین دیدار در ۲۸ دی ماه ۵۷ برابر ۷۹،۱،۱۸ صورت گرفت. قسمت هایی از پاسخ خمینی عیناً به شرح زیر آورده می شود:




* ارتش را هم وادار به سكوت و عدم دخالت بنمایید.نه كمونیست نه توده ای كاری نمی تواند بكند.
اما اگر وضع به همین ترتیب ادامه یابد كاری نمی شود و توده ای ها رشد می كنند و باعث زحمت می شوند.

* مثلاً به طور قطع ما كشاورزی خود را زنده خواهیم كرد. به وابستگی نیازهای غذایی به خارج پایان خواهیم داد. این امر اولویت را در امور كشاورزی ما بیان می كند. در رابطه با اجرای این برنامه و تحقق اهداف كشاورزی دولت آینده ممكن است آنچه را كه لازم و مفید می دانید انجام دهد از جمله همكاری با كمپانی های خارجی از جمله آمریكایی ها.

* فروش نفت به غرب كماكان ادامه خواهد یافت. ما خواستار اصلاح وضع اقتصادی كشورمان هستیم. كشور ما را خراب كرده اند. به هر كس كه بخرد می فروشیم و ارز دریافت می كنیم نه چیز دیگری. ما فقط به آفریقای جنوبی و اسرائیل نفت نخواهیم فروخت.

*ما برای توسعه ی كشاورزی و اقتصاد كشور به علوم و فنون و تكنولوژی غرب خصوصاً آمریكا نیاز داریم، با دوستی و احترام متقابل می توانیم رابطه داشته باشیم. اما آمریكا باید بداند كه تنفر عمیق مردم ما نسبت به آمریكا به دلیل كودتای 1332 و دخالت ممتد آنها از آن به بعد و حمایت از شاه امری نیست كه در مدت كوتاهی از دل مردم ما برود.

* ما با خرید سلاح های عظیم نظامی برای ایران موافق نیستیم. آن ها را نه ضروری می دانیم و نه مفید.

* ثبات ایران و در نتیجه ثبات منطقه را ما نه در خرید سلاح های عظیم ونه در یک ارتش بزرگ می دانیم بلكه در توسعه ی دموكراسی، استقلال كشور، عدالت اجتماعی، همكاری و شركت وسیع مردم در تمامی شئون كشور می دانیم.

* نه به صورت ژاندارم منطقه عمل خواهیم كرد و نه به صورت صادركننده ی انقلاب به سایر كشورهای منطقه.

* ما خواستار تقلیل فشار و جنجال های سیاسی بین المللی و منطقه ای هستیم، نه تحریک و تشدید جنجال ها.

* ما برای ساختن مجدد كشور و آبادانی مملكت به آرامش نیاز داریم، بنابراین در تحریكات و تشنجات منطقه و دسته بندی ها شركت نخواهیم كرد.

* در مشكلات و مسائل سیاسی جهانی با سایر دول، راه حل را از طریق مذاكرات سیاسی و در سطح سازمان ملل می دانیم

خاطرات دكتر ابراهیم یزدی- جلد سوم- ۱۱۸ روز در نوفل لوشاتو
 ۱۴ مهر- ۱۲ بهمن ۱۳۵۷

بی مخ کیست؟ شعبان جعفری یا....-- اسناد

چه کسی بی مخ بود؟ شعبان جعفری یا انقلابیونی که به تحقیر به این لقب می خوانندش؟

چه کسی بی مخ بود؟ شعبان جعفری یا

 خاتمی که مبلغ گفتگوی تمدن ها است ولی از مجازات اعدام همجنس گرایان به عنوان درمان!  در قرن ۲۱ دفاع می کند؟ نازی ها  هم درمان همجنسگرایی را کشتن انها میدانستند!



یا خمینی آورانی که عکس وی را در ماه دیدند و نوح ، عیسی ، موسی و ابراهیم را دراو یافتند؟



یا نهضت ضد آزادی که در بند دوم از اصل دوم مرام نامه شان به تشويق اصل « درستي و تقوي » تاکید شده ولی در مبارزه با رژیم پهلوی به تنها جیزی که پای بند نبودند « درستي و تقوي » بود

یا لمپن و لمپن کراواتی!؟

یا سراینده اشعار زیر؟

اگر ما یک فرد فعال چون رضاخان را شاه کنیم، به حالت زنگبار ارتجاع کرده‌ایم! 

 این مجلسها هیچ فایده نداشته!

یا
کسی که  مذهبی‌ترین و سنتی‌ترین نمایش‌ها را در تاریخ پارلمانی ایران مشروطه به نمایش گذاشت !

یا
دکترای حقوق از سوئیس که می گوید من سگ آستانِ اباعبدالله ام




یا کسی که  با ۳سال زندگی مخفی، ۲۲ سال تبعید، ۸سال زندان، ۱۷ سال حبس، هنوز فوق العاده علافمند به امام خمینی است! و بدون پشیمانی از جنایات حزبش


یا کسی که با بورس دولتی برای تحصیل به خارج اعزام و بعد ۱۵ سال بدون مدرک و با جعل عنوان دکترا و با حمایت خمینی می شود اولین رئیس جمهور ایران





 یا ابراهیم یزدی که  ملی گرایی را عامل تفرقه و اسارت می داند!

یا علی اصغر حاج سید جوادی که نهضت آزادی تروریست و تروریست پرور را اصلاح طلب می خواند؟

یا جبهه ملی که برای آمدن خمینی بشارت نامه می نویسد؟



یا حزب توده ای که از قتل عام های خلخالی حمایت و ایشان را کاندید ریاست جمهوری می کند؟


یا این افراد:
چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۵۷ برابر بیست و دوم فوریه ۱۹۷۹ میلادی.مهدی بازرگان، نخست وزیر در مصاحبه با هفته‌نامه نیوزویک:
آیا شما از اعدام چهار ژنرال توسط دادگاه اسلامی که اوایل هفته جاری صورت گرفت آگاهی داشتید؟
مهدی بازرگان:در اصل من با این اعدام‌ها مخالفتی نداشتم و ما آن‌ها را تائید کردیم، مردم خوشحال شدند. اثر مثبتی روی آن‌ها داشته است. به عنوان یک شهروند معمولی از انجام این کار خوشحالم، ولی به عنوان رئیس دولت این اقدام از طرف افراد مافوق من انجام گرفت.
-----------------------------------------------------------------



علی اصغر حاج سید جوادی جزو مؤسسین انجمن طرفداران حقوق بشردر دفاع از ضرورت برخورد قاطع و لزوم نابودی ضد انقلاب در مقاله‌ای که در روزنامه اطلاعات، پنج‌شنبه بیست و ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ منتشر شد، نوشت:
آقای مهندس بازرگان، نخست وزیر خود در تلویزیون و رادیو مردم را در روبه‌رو شدن با مشکلات به صبر و بردباری دعوت کرد و مثال از شکوفه سیب زد که طبق ناموس طبیعت می‌باید در دل زمان و در عمق ثوافی و لحظات و ایام و ساعات از جوانه به شکوفه و از شکوفه به میوه برسد این ناموس طبیعت است و در طبیعت هیچ چیز در یک آن و دم آفریده نمی‌شود…میکروب‌ها نابود نمی‌شوند. سمومات هوا و زمین که زمین و زمان را به کثافت و تعفن آلوده کرده‌اند از بین نمی‌روند از انقلاب باید همچو طفلی نوزاد حراست شود. و چگونه؟ محیط انقلاب همه میکروب‌ها و سمومات مولد فساد و ظلم باید بلافاصله و بدون کمترین درنگ نابود شوند.



یا ٢٨ مردادیون - مریدان آیت الله خمینی!؟

۱۳۹۵ خرداد ۲۴, دوشنبه

مسعود نقره کار - لمپن کراواتی!


لمپن به معنی پست ترین فرد جامعه از قبیل چاقوکش ، باج گیر، خبرچین و پاانداز آمده است.
چندی است یکی از لمپن کراواتی ها به موضوع اراذل و اوباش پرداخته است که هم تجربه شخصی و هم دانشش را بخوبی دارد. اما مشکلش دو تا است. یک ، کی بود کی بود من نبودم! دویم یکسویه نگاری تاریخ! چنین موجودی ذاتش همان لمپن مانده فقط پالانش عوض - ببخشید کراواتی شده است.
بارها هم تذکر داده شد که ناقص نگاری کم از تحریف ندارد ولی ایشان نشان داد درشان بر همان پاشنه لمپنیسم می چرخد.
قسمت هایی ازکتاب ارتکابی ایشان را که الحق دائرة المعارف لمپنیسم است, مروری کنیم تا به صلاحیت ایشان در امر اراذل و اوباش پی ببریم:
خداوند به شما و خانواده سلطنت عقل و به بنده و نقره کارو احترام سادات پولی کلان اعطا فرمایند , شما که کارمند عاليرتبه اداره ماليه , ببخشيد دارایی, هستيد چرا فرق صادق وسارق را درک نمی کنيد؟ "
احترام سادات خندید:
"خدا اون عقل رو به توام بده بد نيست شریعت"
آقاشریعت از کوره در رفت:
"دهان من را باز نکنيد احترام سادات خانم , شما به جای مزه انداختن بروید خودتان را بماليد به " توپ مرواری " شاید نظر کرده شاه چراع شوید و حاجت تان مستجاب شود"
"باشه من خودمو می مالم به توپ مرواری , تو به چی می خوای خودتو بمالی خواجه خان؟"
--------------------------------------------------------------
احترام سادات چپ چپ به آقا شریعت نگاه کرد:
"سگ برینه تو اون مدرک منورالفکریت , آخه مرد تو هر صنفی خوب وبد هست ,یه کمی انصاف داشته باش"
----------------------------------------
یکی از زن ها دعا می خواند .
"واسه سلامتی ی چمبول آقا زاده دعا می کنن؟"
مراد سقلمه ای به پهلوی غلام لشه زد:
"بابا بی خيال , اگه حرفاتو گوش کنن بيرونمون می کنن, خفه خون بگير دیگه سنده"
-----------------------------------------------------------
"همه رو همسایه ها آوردن , حاجی از این ولخرجی ها نمی کنه ,خيلی چس خوره , با زبونش صناری رو از ...ن خر می کشه بيرون , ميگن اگه جفت گيری ی کلاغ و گربه رو ببينی , خرج کردن حاجی رو می بينی"
مرتضی پرید وسط حرف مراد و عباس ترکمن:
"نميشه اون تيکه ی بریده شو بيارن یه جغول بغول حسابی باهاش حال کنيم"
عباس ترکمن خندید:
"مگه ختنه سورون حسن خره ست , اگر معامله اونو می بریدن می شد, این انچوچک یه بند انگشت ...ول داره , قد یه هسته خرما , خوراک موشم نيس چه برسه خوراک جغول بغوله ما"
"به به به , چشه مون روشن , تو چه جوری معامله حسن خره رو دیدی؟"
------------------------------------------
"شریعت, بينی و بين الله تو این مرد رو چقدر می شناسی که به این راحتی پشت سرش حرف می زنی؟"
"جناب نقره کار این مرد همه چيزش مثل ...س بز است. دزد مال و ناموس مردم است, البته زرنگ هم هست, در راه امام حسين هم خرج می دهد تا خر رنگ کند, و خب می بينيد که ایهاالناس رنگ هم می شوند".

۱۳۹۵ خرداد ۲۲, شنبه

خمینی خدعه نکرد، اطرافیانش خدعه کردند!

پیش از بلوای ۵۷

۶ آبان ۱۳۴۱ / ۲۸ جمادی الاول ۱۳۸۲
مکان: قم، منزل امام خمینی
موضوع: لزوم لغو لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی

اگر تمام دنیا - یکطرفه - بگویند: باید بشود! من یکی می‌گویم: نباید بشود.



پس از بلوای ۵۷
صحیفه نور جلد 14 صفحه 244-تاریخ: ۶ خرداد ۶۰

 اگر همه مردم هم موافق باشند، من مخالفت می کنم


۲۵ خرداد ۶۰
«اگر 35 ميليون نفر بگويند آري، من مي گويم خير»

-----------------------------------------------------------------------------------------
در جریانات بلوای ۱۳۴۲

 چرا این مطبوعات را آزاد می‌گذارند؟ چرا نسبت ناجوانمردانه و ناروا می‌دهند؟ اگر روحانیت برود، مملکت پشتوانه ندارد. چرا این مطبوعات اینقدر آزاد است؟ چرا جشن «هفده دی»  را آزاد می‌گذارند؟ اینها وسیله منفوریت است؛ منفور نکنید سلطان مملکت را. ما نصیحت می‌کنیم این هفده دی را به وجود نیاورید. ما مفاسد را می‌دانیم؛ حفظ کنید این مملکت را. ترقیات مملکت به هفده دی نیست. شما ببینید بیست و چند سال است از این کشف حجاب مفتضح گذشته است؛ حساب کنید چه کرده اید؟ زنها را وارد کردید در ادارات؛ ببینید در هر اداره‌ای که وارد شدند، آن اداره فلج شد. فعلاً محدود است؛ علما می‌گویند توسعه ندهید؛ به استانها نفرستید. زن اگر وارد دستگاهی شد، اوضاع را به هم می‌زند؛ می‌خواهید استقلالتان را زنها تأمین کنند؟! کسانی که شما از آنها تقلید می‌کنید، دارند به آسمان می‌پرند، شما به زنها ور می‌روید؟

صد سال دانشگاه؛ اما نیازمند به خارج
صد سال است به یک معنی دانشگاه داریم اما هنوز یک لوزتیْن سلطان را می‌خواهند عمل کنند باید از خارج طبیب بیاید! سد کرج را باید خارجیها درست کنند! یک خط و جاده را باید خارجیها بیایند بکشند! اینها را التزامات بین المللی اقتضا می‌کند؟! اگر مهندس و طبیب دارید، فرهنگ دارید؟ اگر می‌گویید فرهنگ داریم، ذخایر داریم، محصل داریم، طبیب و مهندس داریم، پس چرا از خارج استخدام می‌کنید؟ چرا ماهی صد هزار تومان به یک خارجی می‌دهید؟! جواب بدهید! اگر ندارید، وااسفا به این‌ مملکت، صد سال است فرهنگ و دانشگاه دارد؛ ولی دکتر ندارد، مهندس ندارد .
 پانصد سال روحانیت تمام قطب ارض را حفظ و اداره کرد؛ رجوع کنید به تاریخ. با اینکه خلفا خلفای جور بودند، با همین برنامه اسلامی بر عالم حکومت کردند. آیا اسلام راه ترقی ندارد؟ علما با چه امر اقتصادی مخالفند؟ شما سد خواستید بسازید جلوتان را گرفتند؟ کارخانه خواستید وارد کنید نگذاشتند؟ ما می‌گوییم ذوب آهن را خراب نکنید؛ ذوب آهن کرج را خیال می‌کنید ما خبر نداریم چه کردید؟


۲ آذر ۱۳۴۱ / ۲۵ جمادی الثانی ۱۳۸۲
جریان کار ما را دولتهای خارج، حتی امریکا هم سابقه دارد. ما به گوش دنیا می‌رسانیم. دولت، خوب است وظیفه خود را بداند؛ ما را زیر دست یک مشت کلیمی که خود را به صورت بهایی درآورده‌اند پایمال ننماید.


۲۸ مهر ۱۳۴۱ / ۲۰ جمادی الاول ۱۳۸۲
ورود زنها به مجلسین و انجمنهای ایالتی و ولایتی و شهرداری مخالف [است با] قوانین محکم اسلام که تشخیص آن، به نص قانون اساسی، محول به علمای اعلام و مراجع فتواست، و برای دیگران حق دخالت نیست. و فقهای اسلام و مراجع مسلمین به حرمت آن فتوا داده و می‌دهند. در این صورت، حق رأی دادن به زنها و انتخاب آنها در همه مراحل، مخالف نص اصل دوم از متمم قانون اساسی است. و نیز قانون مجلس شورا، مصوب و موشّح ربیع الثانی ۱۳۲۵ قمری، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را در انجمنهای ایالتی و ولایتی و شهرداری از زنها سلب کرده است. مراجعه کنید به مواد هفت و نُه قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی، و پانزده و هفده قانون انجمن بلدیه (شهرداری). در این صورت، چنین حقی به آنها دادن، تخلف از قانون است. و نیز الغای شرط «اسلام» در انتخاب کننده و انتخاب شونده، که در قانون مذکور قید کرده، و تبدیل قسم به قرآن مجید را به «کتاب آسمانی» تخلف از قانون مذکور است؛ و خطرهای بزرگی برای اسلام و استقلال مملکت دارد




 ۶ آبان ۱۳۴۱ / ۲۸ جمادی الاول ۱۳۸۲
قانون این کشور قانون امام جعفر صادق (ع) است
این کشور، قانون اسمی‌اش قانون امام جعفرصادق است و باید تا موقع ظهور امام زمان، این قانون باقی بماند.
چه کاری از این کار واجبتر است که رضایت بیست میلیون جمعیت را فراهم کنند؟ چون از ده میلیون نفر جمعیت زن ایران، فقط یکصد نفر زن هرجایی مایل هستند که این کار بشود.


 ۱۵ آبان ۱۳۴۱ / ۸ جمادی الثانی ۱۳۸۲
 آقای اسدالله عَلم گمان کرده با تبدیل کردن قسم به قرآن مجید به «کتاب آسمانی» ممکن است قرآن کریم را از رسمیت انداخت؛ و اوستا و انجیل و بعض کتب ضاله را قرین آن یا به جای آن قرار داد.


 ۶ آبان ۱۳۴۲ / ۱۰ جمادی‌الثانی ۱۳۸۳
 آقایان متوجه نیستند که با چه امری اسلام و مسلمین مواجه شدند و به حسب گمان مقابله اوستا و قرآن است یا مقابله اینان و قرآن کریم است و از رسمیت انداختن اسلام است به تبع ترکیه و تساوی حقوق زن و مرد است در ارث و طلاق و چیزهای دیگر


۱۳۹۵ خرداد ۱۵, شنبه

بده بستان آخوندها با دول خارجی بی سابقه نیست! - درحاشیه نامه نگاری آیت الله خمینی با کندی

اخیرا بی بی سی متنی ازاسناد سازمان سیا را بازنشرکرده دال بر نامه نگاری خمینی با کندی. باز نشر از این نظر که طبق ادعای خودشان از دسامبر ۲۰۰۸ کتابخانه ریاست جمهوری جیمی کارترآن را در دسترس عموم گذاشته بود.از نامه نگاری خمینی با کارتر هم سند در دست هست.
قسمتی از نامه خمینی به کارتر:
شما ارتش را خنثی کنید، دفاع از بختیار را وا بگذارید، در مقابل ما کمونیسم را مهار می‌کنیم و نفت را می‌‌فروشیم!
نامه نگاری وبده بستان آخوندها با دول خارجی بی سابقه نیست! از شفتی گرفته تا خمینی. در مورد ارتباطات حجت الاسلام شفتی با انگلیس  نقش وی در تجزیه قسمت هایی از ایران به کتاب روحانیت از پراکندگی تا قدرت: ۱٩٠٩-۱٨۲٨/هما ناطق فصل ملایان و سرآغاز تجزیه ایران مراجعه کنید.

 در زیر سندی از اینگونه مکاتبات بین آخوند خراسانی و مازندرانی با دول اجنبی ارائه می شود.

جالب انکه در دوره مورد نظر اخوندها (جنگ  جهانی اول) قوای اشغالگر انگلیس ، آلمان و عثمانی نیز در ایران حضور داشتند اما نامه خطاب به خود اشغال گران نگارش و بر علیه فقط روسیه شکایت شده است.
اما جالب تر دادن وعده حراج مملکت تحت عنوان «رونق تجارت و صنایع » در «ایران دوستدار اجانب» است. خمینی هم چنین وعده هایی به آمریکایی ها داده بودچه کندی چه کارتر!